محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
392
مخزن الأدوية ( ط . ج )
ماهيت آن : علفى است خودرو كه در هند و بنگاله بسيار بر زمينهاى نمناك و در موسم برسات همه جا تمام صحرا مىرويد و بر زمين مفروش مىباشد گويا مخمل سبز فرش نمودهاند و براى اسب بهترين علفى است تر و خشك هر دو را به رغبت تمام مىخورند و گرهدار و شاخهاى آن متشعب و برگ آن ريزه باريك و طعم آن تفه . طبيعت آن : مايل به سردى و به اعتدال اقرب و با ترياقيت . افعال و خواص آن : آشاميدن برگ و ساق نازك آن با برنج سفيد شسته كه با هم نرم ساييده باشند با قدرى نبات جهت دفع قى و هيضه و رفع سميت مار گزيده و با فلفل جهت مار گزيده انفع و به تنهايى جهت تسكين عطش و حدت خون و صفرا و جوشش و سوزش اعضا و ضماد آن با برنج و زردچوبه و روغن ياسمين جهت جدا شدن و ريختن خشكريشه جدرى و به تنهايى جهت تحليل اورام حاره و حمره و شرى و نزول آب در اعضا كه در ملك هند و بنگاله بسيار به هم مىرسد نافع . دوادم به تحريك دال و واو و الف و دال مهمله و ميم و بدون الف نيز آمده . ماهيت آن : چيزى است مانند صمغ سرخ مايل به سياهى كه در جوف درختهاى كهنه متكون مىگردد و در همه افعال قايم مقام موميايى است . دود البقل به فتح باى موحده و سكون قاف و لام به فارسى كرم سبزه نامند . ماهيت آن : كرمى است كه در سبزه زارها و به سر برگهاى سبز اشجار تكون مىيابد شبيه به هزارپا و از آن كوچكتر و در غايت سبزى . طبيعت آن : سرد و خشك و تازه آن با رطوبت . افعال و خواص آن : خوردن آن جهت رفع سموم مشروبه و ضماد آن با روغن زيتون جهت گزيدن جانوران سمى نافع است . دود الحرير به فتح حا و دو راى مهمله اول مكسور و در ميان هر دو را ياى مثناة تحتانيه ساكنه به فارسى كرم ابريشم نامند . ماهيت آن : كرمى است اندك طولانى سرخ رنگ تيره كه در بعضى بلاد در فصل ربيع و در بعضى در اوايل خريف نيز نر و ماده آن با هم جفت شده تخم مىدهند و آن تخمها را در بلاد سردسير در پارچه پاكيزه بسته كسان لطيف پاكيزه غير جنب و حايض در زير بغل و يا بر روى ناف خود مىگذارند و مىبندند تا مدت بيست يوم كه گرمى بدان رسيده بچه برآورند و در بلاد گرمسير مانند بنگاله احتياج بدان نيست و بعد از با هم جفت شدن نر را از ماده جدا مىكنند و نر را دور مىاندازند ماده آن تخم مىدهد به بزرگى دانه خشخاش كوچكى و سفيد رنگ و آن را نيز دور مىاندازند و تخمها را بر روى پارچه لطيفى پهن مىكنند و بالاى آن پارچه پنبهدار يا دو سه لايى مىاندازند محفوظ مىدارند تا بچه برآورند و چون بچه برآورند سفيد مىباشند پس سرخ رنگ تيره مىگردند برگ توت را بسيار ريزه كرده بر آنها مىپاشند و آنها اندك اندك مىخورند و به تدريج بزرگ مىشوند و چون بزرگ شدند احتياج به ريزه كردن برگ توت نيست بلكه برگهاى درشت و شاخهاى آن را بر آنها و نزد آنها مىاندازند و آنها مىخورند زيرا كه خوراك آنها همان است و تا سه ماه به كمال مىرسند و مىگويند در اين هنگام شش روز به سه بار اصلًا برگ توت نمىخورند بار اول يك روز بار دويّم دو روز و بار سيّم سه روز پس شروع در تنيدن پيله بر خود مىكنند و تا سه ماه ديگر پيله آنها به اتمام مىرسد قدرى را براى نتاج و تخمگيرى و بچهكشى مىگذارند و اينها پر برآورده پيله را سوراخ كرده بيرون مىروند كسانى كه عمله و ماهر بدانند نر و ماده آنها را با هم جفت نموده به دستور مذكور تخم گرفته پرورش مىنمايند و تتمه پيلهها را در آفتاب مىاندازند تا خشك گردد و كرم در آن پيلهها بميرد از براى اخذ ابريشم زيرا كه ابريشم از پيله سوراخ شده خوب برنمىآيد و در مازندران و گيلانات ايران شنيده شده كه پيله آن بسيار بزرگ باليده به سطبرى شصتى بلكه از آن قوىتر و به بلندى آن و در بعضى جاها شبيه به بيضه كبوتر و سفيد رنگ مىشود و در بنگاله سالى دو مرتبه پيله مىتند يكى اوايل بهار تا اوايل برسات و يكى اوايل خريف و آنچه در اوايل بهار و اوايل برسات يعنى ايام و موسم بارش مىتند بهتر مىباشد . طبيعت آن : در اول گرم و در دويّم خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن آن جهت خفقان و سه درم از خشك آن كه سوده و با مرق گندم چند روز متوالى بخورند جهت تسمين بدن و نيكويى رنگ رخسار و تقويت باه مؤثر و ضماد پخته آن در روغن كنجد جهت خناق و اورام بارده و تقويت باه و تعليف مرغ بدان بغايت مسمن آن و خوردن گوشت آن مرغ مسمن و مقوى باه و خاكستر سوخته آن جهت التحام زخم و تجفيف رطوبات آن و رفع آثار و تعليق يك عدد درست خشك كرده آن در خرقه ارغوانى بسته جهت رفع تب مؤثر است . دود خشب الصنوبر به فارسى كرم درخت كاج نامند . ماهيت آن : كرمى است سبز رنگ كه در درخت كاج تكون مىيابد .